خواجه نصير الدين الطوسي

83

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

و نيز نفس ناطقهء انسانى باضافه با عقل بمشابهت جسد است ، و نفس خيالى باضافه با نفس ناطقه بمشابههء جسد است ، و نفس حيوانى باضافه [ 65 ] با نفس خيالى بمشابههء جسد است ، و بر اين تقدير ايجاد نفس حيوانى با نفس خيالى و از آن نفس خيالى با نفس ناطقه و از آن نفس ناطقهء انسانى با عقل هر يك با ماوراى او حشر جسدانى باشد و نيز جسم آلت كمال نفس است ، و نفس بأوّل وهلة ضعيف مىباشد در طلب كمال خود ، از توسّط او چاره نيست و اكتساب فضائل و كمالات او بتوسّط جسم مىباشد ، و مقصود از وجود جسم خود همين است ، و هر وقت كه اين اعمال جسمانى مناسب آثار روحانى شود يعنى نفس را كه تناول علوم و قبول فوائد بواسطهء حواسّ روى مينمايد چون بتأمّل محسوسات مركّبات تصوّر صور معقولات حاصل كند حشر جسدانى ببوده باشد به حكم معنى و حقيقت ، و هم حسّ جسم بنفس بكمال رسيده و هم بنفس فائده‌هائى كه از جسم اكتساب كرده باشد كامل گشته ، و هر دو يكى بوده يعنى جسمانى روحانى شده ، و بر هر حركات فكرى و قولى و عقلى كه از خلق صادر شود يا موجب ثواب او باشد يا موجب عقاب او ، و از آن افعال بدنى و روحى حشرى به او كنند ، و در معاد همان با پيش او آورند آنچه موجب ثواب باشد در صورت محبوب نيكو چون فرشته به او نموده همراه سازند تا أبد الآبدين و آنچه موجب عقاب باشد در صورت نامرغوب زشت چون ديو انّما هى أعمالكم تردّ اليكم بر سرش آورده همراه ساخته هم جنس شود تا اسفل السّافلين ، و نيكان بلذّت و اعمل عملا يسرّك إن تراه ملتذّ باشد ، و بدان با [ يا ليتنا ] نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ ، امّا معاد كه